تبلیغات
صمصام علوی - بغض سیب
دستپاشیده های یک قلم خراشیده در کربلا..

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

حدیث


یاعلیمددنا
اوقات شرعی
کد نمایش آی پی کد نمایش آی پی

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

سه شنبه 27 تیر 1391-08:07 قبل از ظهر



معلم عاشقی.. تفسیر میکرد..

سخن از سوره انجیر میکرد..

چو میشد نوبت تاویل زیتون..

کلم در بغض سیبش گیر میکرد..




کلم() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -


What causes burning pain in Achilles tendon?
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:40 قبل از ظهر
Howdy! I realize this is somewhat off-topic however I needed to ask.
Does managing a well-established blog like yours take a massive amount work?
I am brand new to writing a blog but I do write
in my diary everyday. I'd like to start a blog so I will
be able to share my experience and feelings online. Please let me know if you have any ideas
or tips for new aspiring blog owners. Appreciate it!
حسین
جمعه 30 تیر 1391 12:57 بعد از ظهر
سلام مثل همیشه عالی .
با تبریک فرارسیدن ضیافت الرحمن
به روزم
با رباعی
نفس شمار
با احترام دعوتید .
پاسخ صمصام علوی :
سلام و رحمت..
یاعلیمددت برادر..
14
پنجشنبه 29 تیر 1391 09:05 بعد از ظهر
بی فایده
پاسخ صمصام علوی :
تف تو فایده..
فایده را ول کن.. تفو بچسب..
رهگذر
پنجشنبه 29 تیر 1391 03:22 بعد از ظهر
در حجله عشق ، بی کفن باید رفت ...
بروزیم
پاسخ صمصام علوی :
انشاالله..
گمنام
پنجشنبه 29 تیر 1391 12:38 بعد از ظهر
وهو السلام
...کلم در بغض سیب ش گیرمیکرد....
علی علی
پاسخ صمصام علوی :
و هی السلام علیها..
علی علیمددت..
متقی
پنجشنبه 29 تیر 1391 11:28 قبل از ظهر
فقط ماه رمضان می تونه تو رو عوض کنه اماده شو جانموی؟
[درویش نخند...]
هاه هاه هاه...
پاسخ صمصام علوی :
ما پیشاپیش از ماه رمضان ده سال بعدمون هم جامونده خدایی هستیم..
[اُمّه نشین]
؟
پنجشنبه 29 تیر 1391 07:56 قبل از ظهر
نمی فهمم حتی یه کلمه اش را !
اللهم ارزقنی فهم ...
پاسخ صمصام علوی :
چی چی میگوی..؟؟!
محمدنوروزی
چهارشنبه 28 تیر 1391 11:53 بعد از ظهر
سلام صمصام
صمصام سلام
پاسخ صمصام علوی :
تو آخر سر یه چیزیت میشه وا..
بانوی آخر
چهارشنبه 28 تیر 1391 03:37 بعد از ظهر
کربلا بی زهرا نمیشد که کل ارض مدینه و کل یوم فاطمیه... زهرای سه ساله ای باید که دست به پهلو گرفته به بدرقه ی حسین برود...
زهرایی به بدرقه...زهرایی به استقبال... خوشا به حال حسین...
پاسخ صمصام علوی :
یازهرا..
و بازهم یازهرا..
و بازترهم یازهرا..
که..
باید آنقدر یازهرا گفت..
بلکه زبانها زخم بردارند..
تا نباشد غم این زخم زبانها..
بانوی آخر
چهارشنبه 28 تیر 1391 02:10 بعد از ظهر
من حسینم اینهمه بر سینه آزرم نزنید. نمک به زخم دل درد پرورم نزنید.
در این مدینه، همین جا سر مرا ببرید.
اما... غلاف تیغ به پهلوی مادرم نزنید.

پاسخ صمصام علوی :
به هر مدینه.. به هر جا سر مرا ببرید..
ولی سری به سر نی.. برابرم نزنید..
شاید یک عاشق
چهارشنبه 28 تیر 1391 01:30 بعد از ظهر
بغض سیب ...
عنوانی فراتر از عالی بود سید !
یا زهرا مددنا ...
پاسخ صمصام علوی :
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نجوام..:
خدایا شکرت که زبان الکن ما و معانی خودساخته اش را.. کم کم.. بعضی از دوستان و رفقایمان خط به خط و لایه لایه میگیرند.. و شاید میگریند..
کمکشان کن تا بیشترشان.. برشان بگریند..
رهگذر
چهارشنبه 28 تیر 1391 11:16 قبل از ظهر
سلام. ب اسم یادتان کردم در جوار حریم رضوی
پاسخ صمصام علوی :
و رحمتش..
خاکتیم کوره..
متقی
چهارشنبه 28 تیر 1391 11:04 قبل از ظهر
چو یاسین و نبأ هم ... خوانده می شد
معلم هر دما دم زنده می شد
چو خواندم کاف و هاوعین و صادش
بروی شانه ها یش لرزه می شد
سحر بود و شمیم بوی سیبش
عتش با خاطراتش دوره می شد
چو خواندم سوره یوم الظهورش
به لبهای معلم خنده می شد
پاسخ صمصام علوی :
یاحسینمددمان..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر