تبلیغات
صمصام علوی - خواجگان سفله.. باجگان نفله..
دستپاشیده های یک قلم خراشیده در کربلا..

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

حدیث


یاعلیمددنا
اوقات شرعی
کد نمایش آی پی کد نمایش آی پی

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

جمعه 6 مرداد 1391-12:53 بعد از ظهر



"محرم بودن در محرمسرای صد نامرد..

شرف دارد به اینکه..

حرام حرمسرای یک مرد باشی..!"

: این را یک نامرد مشنگ میگفت..

به یک مرد..


تف به تفی که بی اثرتر شود..




محرمسرا() 

تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 6 مرداد 1391 01:36 بعد از ظهر


How we can increase our height?
جمعه 17 شهریور 1396 09:15 قبل از ظهر
What's up, its good post on the topic of media print, we all understand media is a fantastic
source of facts.
How long do you grow during puberty?
دوشنبه 13 شهریور 1396 10:44 بعد از ظهر
Hi there! I'm at work browsing your blog from my new iphone!
Just wanted to say I love reading through your
blog and look forward to all your posts! Keep up the great work!
cheryguldemond.blogas.lt
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 10:52 بعد از ظهر
Right here is the right site for anybody who really wants
to understand this topic. You know a whole lot its almost hard to argue with you (not that I personally would
want to…HaHa). You certainly put a fresh spin on a topic that has been discussed for years.
Excellent stuff, just wonderful!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:49 قبل از ظهر
I am in fact pleased to read this website posts which consists of tons of
helpful data, thanks for providing these information.
زینب مهدوی
چهارشنبه 11 مرداد 1391 04:38 قبل از ظهر
بد سلیقه اید بس که
هر چی با عقاید خودتون تطبیق نداشته باشه بد میشه...
پاسخ صمصام علوی : علویت ما که نپسنده.. چطور مهدویت شما میپسندش..؟!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
...
بالاخره چهار بار به گناهش اعتراف کرد..
او میخاست برویش نیاورد تا اینکه خودش برود و در خفای خود با خدایش توبه کند..
یک احمق باعث اعتراف چهارمش شد..
دوسال از اولین اقرارش میگذشت..
زن کمی شکسته تر شده بود..
...
حد که اجراشد.. گفتند ببریم غسلش دهیم..!؟ فرمود: لازم نیست.. که او به چیزی فراتر از اینها پاک شد.. با احترام دفنش کنید..
(بریده برداشت از قضاوتهای امیرالمومنین)
زینب مهدوی
سه شنبه 10 مرداد 1391 05:39 قبل از ظهر
"سنگسار"

یک، دو، سه، سنگ ...سار پریدند روز پیش

آن صبح زود لعنتی سرد گرگ و میش

یک، دو، سه، سنگ لحظه ی پرتاب گم شدند

شرمنده از دریدن چشمان قهوه ایش

حیّ عَلَی... به سمت سرت سنگ پشت سنگ

قَد قامَتِ زنی که پر از لکه های ننگ

تا نیمه صورتی که فرو رفته توی خاک

حالا برقص عاطفه با موسیقی راک!

بگذار شانه های تو لرزش بگیرد و...

با مردنت خدای تو ارزش بگیرد و...

سرخ و سفید خون وکفن...نو عروس مرگ

هی دست وپا که جان بکند زیر این تگرگ

حالم بد است عاطفه ،حالم بد است بد

معکوس می زند دل تو ...مرگ بر عدد

یک ،دو،سه...تکه های سرت ...چار ،پنج،شیش

خون می دود به روی لبانی که روز پیش

اقرار کرده بود به عشقی خلاف شرع

عشقی شبیه تجربه ی خام یک کشیش

اجرای حکم . مردن بی های و هوی تو

گودال توی گوش کرت ،خنده های نیش

شرمنده ای از این همه زشتی، پیامبر

بعد از تو دین به دست خدایانِ سنگ کیش

تفسیر می شودبه سر نیزه می رود

یا مثل سنگ بر سر و چشمان قهوه ایش......

بر آبروی رفته اذان گو اذان بگو!

کشتند وحشیانه زنی را به جرم ِ ... هیششششششش!!!
پاسخ صمصام علوی :
تو مخ شاعرش باید صلوات فرستاد.. همچین اکو میشه که نگو.. مخ نیس که گنبد شیخ لطف اللهه..
غریب
یکشنبه 8 مرداد 1391 09:21 قبل از ظهر
...
پاسخ صمصام علوی :
..
غریب
یکشنبه 8 مرداد 1391 09:15 قبل از ظهر
قلب نامنظم و زبان ماشاا... تند وتیزو...
اجازه ی لینک داریم؟
پاسخ صمصام علوی :
اجازه..؟؟!
زینب مهدوی
شنبه 7 مرداد 1391 08:46 بعد از ظهر
نامردی که هیچ، جفا که هیچ، ته پَستی ست که بخواهد کسی برای کل انداختن، قرآن بر سر نیزه کند و پرت کند سوی دیگری...
این گزاره های قرآنی که برایتان فرستادم، در حقیقت مسیج هایی ست که با عنوان"افطاری" دم افطار برای رفقا می فرستیم... این کار از اول ماه مبارک بوده و تا آخر انشالله بماند... حالا شما یک برداشت دیگر کردید به خودتان مربوط است

یا علی
پاسخ صمصام علوی :
ما شما را نگفتیما..
خود را گفتیم..
که اگر جواب میدادیم.. همان بود..

گویاش که این روزها کمال همنشین در شما اثر کرده و دوزاریت به کل کج شده است..
[چی فک میکردیم.. چی شد]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزی رفیقی بما گفت 5 آیه اول مومنون را جور دیگر بخان و عمل کن..
هنوز نتوانسته ایم.. نه عمل کنیم.. نه بخانیم.. حتی بدون جور دیگرش..!
زینب مهدوی
شنبه 7 مرداد 1391 07:44 بعد از ظهر
در سوره ی ماعون 5 ویژگی از منکران قیامت اومده که یکی شون ریا ست. اما سر منشاء همشون به خود بینی ختم میشه... انسان اگه براش خودش مهم تر از خداش نباشه ریا تو کارش نیست و خیلی چیزای دیگه(حتی این خودبینی گاهی باعث میشه که خودش رو عالم الغیب هم بدونه قضاوت های غلط و رفتار بیجا هم بکنه...)
جوابتونو گرفتین؟
لینکمان را حذف کنید ماهم لینک نمی گذاریم که کاسه ای نباشد و نیم کاسه ای
پاسخ صمصام علوی :
کل کل..! اونم رو سوره ماعون..!!؟
فکر اینشو نمیکردیم هیشوخت..!![راضیم]
قضاوت غلط رو به قاضی درست میسپریم..
لینک هم به خودمان مربوط است..!

چون ترجیح میدهیم خود بر نیزه برویم و نیزه های پاک را بخون نداشته خود نجس کنیم.. ماعونمان را بر سر نیزه نجس نمیزنیم و ماعونتان را بیخیال میشویم..!! باشد که.. خیر..
بچه "یتیم" زدن نداره..
زینب مهدوی
شنبه 7 مرداد 1391 06:01 قبل از ظهر
خودبینی مانع دیدن خدا می شود.
سوره مبارکه ماعون
پاسخ صمصام علوی :
اگر منظورتون "یراؤون" و ریاکاریه.. خاک برسر ما که احتمالا اهلشیم و شما تشخیص دادید..
ماعون ما این را نداشتا..
یا شایدم برداشت شماست از اون که باز باید بهش فکر کرد.. و باز در هر حالتی خاک بر سر کسی که ریا کند.. و خود بزرگ بین باشد..
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لینکی را که گذاشتین.. کنجکاوان را از اینجا به زمینی میکشاند که آشی میپزد و کاسه ای و شاید نیمکاسه ای..
مسئولیت دارد ها..!
زینب مهدوی
شنبه 7 مرداد 1391 06:00 قبل از ظهر
آتش عیب جویی بالاخره دامن عیب جو را می گیرد.
سوره مبارکه همزه
پاسخ صمصام علوی :
انشال بگیرد..
زبان هرز علف هرز است.. وجینش باید کرد..
شاید یک عاشق
شنبه 7 مرداد 1391 04:34 قبل از ظهر
وقتی کسی سعی میکند بغض را مهمان سینه ات کند و بغض سعی میکند خفه ات کند و برای رفع خفگی مجبوری بشکنی خیلی چیز ها یادت میرود ! سلام که تازه اولینش بود ...
وقتی هم مرد ها ( چه واژه غریبی شده برایم تلفظ مردانگی ! ) ادای نامردان مشنگ را در میاورند خیلی چیز ها یادشان میرود !!!
و گاهی اوقات سلامشان را آخر پیامشان میگذارند !

با این همه جواب سلام که واجب است : سلام و رحمت ...

اما خواندن این کلمه آباجی هم از جانب شما برایم سنگین شده !
برادر که ..

مثل همیشه دوباره لال میشوم و سانسورش میکنم !
پاسخ صمصام علوی :
جواب جدید نداریم آباجی..
کسی که به خودش بگیرد.. ملامت نکند مگر خود را.. زبان کلی نامرد مشنگ اینگونه بود..
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه پست زماندار گذاشتم نمیدونم بالا اومده الان یانه ولی ایشالا [امیدوارم که نیت این حقیر رو درک کرده باشین]
:حاج کاظم وقتی که حتی اصغرش هم از شب بیداری به خاب رفته است...
متقی
شنبه 7 مرداد 1391 02:44 قبل از ظهر
the hokosn hslkdjn ln jkdf they was jkdkjh have see you toomoreo
................................................
" chirt khande... "
پاسخ صمصام علوی :

Oh.. my God..
شاید یک عاشق
شنبه 7 مرداد 1391 12:47 قبل از ظهر
اما جملات شما برای ما مبهم که نبود هیچ ! آتشی بود که تمام وجودمان را سوزاند ...
تماممان را ... روحمان را .. قلبمان را و ...
اما خاکسترش ...
بعید میدانم این ابهامتان ، اشک ما را سرازیر تر کند . اما توان سوزان تر کردنش را داشت ...
موفق شدید !
پاسخ صمصام علوی :

گفتم که کسی به خود نگیرد..
که اگه به خود هر که شک کند ضررش سود است.. و تیر پیرمرد به هدف خورده است..
بقیه ناراحتی ها را بروید و یقه نامرد مشنگ ما را بگیرید..
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راستیا..:
کم پیش آمده بود که آباجی کوچیکه سلاممان نکنه وا..
خیره..
یاعلیمددت..
سلام و رحمت..
رهگذر
شنبه 7 مرداد 1391 12:24 قبل از ظهر
چند ماااااه؟؟؟
واقعا ممنون از لطفتون!!!!!!!!!
نمی شناسیم!اما آن رهگذر آشنایتان نیستم!
شاید چند سال دیگر خود خواهید فهمید!!!
پاسخ صمصام علوی :

آاااااااااااااء..
خیر باشد..
شاید یک عاشق
شنبه 7 مرداد 1391 12:10 قبل از ظهر
خیال های تهمت ناک و تهمت های خیال ناک ...
وقتی ارزش ها عوض میشوند . عوضی ها با ارزش میشوند ...
این روز ها خیلی نامردان خیال برشان داشته که خیلی مردند ...
هنوز هم آنها که به خودشان خیلی مطمئنند هنوز مزه مزه کردن حرف را نیاموختند ...

راجع به این پستتان خفه میشوم !!!
پاسخ صمصام علوی :

مبهم تر از مبهم های ما بود..
متقی
جمعه 6 مرداد 1391 11:38 بعد از ظهر
در بند بودن در شکنجگاه یک ظالم
شرف دارد به اینکه...
رها باشی در صدها خیابان اسلامی..

اینها رو هم یه ولگرد "مرد" در خیابان های "نامرد" زمرمه میکرد
پاسخ صمصام علوی :

دم هرچی نامرده داغ..
رهگذر
جمعه 6 مرداد 1391 11:05 بعد از ظهر
سلام
این رو از كجا گیر آوردین؟
خیلی مبهمه!!!میشه اگه خودتون متوجه شدین یه شرح براش بنویسید؟فكر میكنم خیلی موضوع جالبی باشه!
منتظرم
یاعلی
پاسخ صمصام علوی :

سلام و رحمت..
خدارو شکر.. اگه مبهمه..
منتظر بمانید..
چندماه دیگر خود خواهید فهمید..یاعلیمدد..
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به شما:
اگر اسم و آدرس نمیگذارید لااقل بفرمایید.. کدام رهگذرید شما..!!؟
متقی
جمعه 6 مرداد 1391 10:54 بعد از ظهر
با سلام رحمت
در میان صدها مرد تتها یک زن بود که "مرد" بود ...
مرد بودن با نر بودن متفاوته بعضی وقتها یکی مثل "طوعه" با اینکه زنه ولی برای دین و ولایت حقه مردی می کنه .
امیدوارم به وقتش بتونیم مردی کنیم
پاسخ صمصام علوی :

مرد بمرد..
صمصام علوی
جمعه 6 مرداد 1391 10:30 بعد از ظهر
سلام و رحمت..
به همه دوستانم که عزیز هستند و میمانند..
این نوشته مخاطبش عام است.. که به شک بندازد آنها را که به خویش شک ندارند..
کسی به خود نگیرد که به خودمان میگیریم..
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
[ماییم و نوای بی نوایی
بسم اله اگر حریف مایی
یازهرا]
پاسخ صمصام علوی :

جگرش را..
بانوی آخر
جمعه 6 مرداد 1391 10:21 بعد از ظهر
نگاهی حرام شرف دارد به خیالی تهمت ناک...
این را زینب به آیه می گفت وقتی تازیانه ی تهمت به آبرویش زد خیال ِ نامرد یک مرد
پاسخ صمصام علوی :
سلام و رحمت..
یاعلیمدد..
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
خودگویی: خیالی که تهمت میزند کم است از تهمتی که خیال میشود..
دوزاری کج نشـَد انشال..
ATENA
جمعه 6 مرداد 1391 09:50 بعد از ظهر
مخاطب خاص داشت؟
ما ک هیچی نفهمیدیم!!!!!!!!
پاسخ صمصام علوی :

شما هر وقت تصمیم گرفتی که اینجا نیای مارو خبر کن..
بچه ها شیرینی میخان..
فرنوش
جمعه 6 مرداد 1391 09:10 بعد از ظهر


من سکوت میکنم
14
جمعه 6 مرداد 1391 01:50 بعد از ظهر
محرم بودن در محرمسرای صد نا مرد..
شرف ندارن به اینکه..
محرم حرمسرای یک نامرد باشی..!
این را یک مرد مشنگ می گفت..
به یک نامرد..
------------------------------------
همینجوری دور همه جمله های بالا رو تغییر دادم شاید معنی جدیدی پیدا کنه البته خودم هنوز خوب معنیش رو نفهمیدم
پاسخ صمصام علوی :
راس میگی تف آخرشو بیا..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر