تبلیغات
صمصام علوی - شب احیای توبه های دروغ
دستپاشیده های یک قلم خراشیده در کربلا..

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

حدیث


یاعلیمددنا
اوقات شرعی
کد نمایش آی پی کد نمایش آی پی

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

یکشنبه 22 مرداد 1391-10:33 قبل از ظهر



اسم تو اسم یک خیابان است

کز سرش تا ته اش چراغان است

تحت تجریش، فوق راه آهن

اسم تو چهارسوی میدان است

در پرانتز! «عجِ» پس از اسمت

از دروغ و ریا نمایان است

تا منافق عبادتش روزه ست

رمضان ماه روزه خواران است

شب احیای توبه های دروغ..

دست و سر.. رحلِ خواب و هذیان است!

گردنم از دروغ کج شده است..

این دعا چون ریای "مروان" است

گر کُشم من تو را به "ملجمِِِ" دل

فتنه اش از "قطام" و "وردان" است

در عمل شیعه مثل مروان و...

لحظۀ ادعا چو "سلمان" است

ای که گفتی:  "همیشه خوش بین باش!  "

نیمه پر کجای لیوان است؟!؟

بقیه شعر..




ریاکاران() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -


manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:02 بعد از ظهر
I will immediately snatch your rss as I can't find your email subscription hyperlink or e-newsletter service.
Do you've any? Please allow me recognise in order that I could subscribe.
Thanks.
خاکی
پنجشنبه 26 مرداد 1391 07:07 بعد از ظهر
سلام طاعات قبول
به خاکریز ما سربزنید تو این روزهایی که هرروزش روز قدس ....
پاسخ صمصام علوی :
سلام و رحمت..
چشم..
شما که به افطاری غرفه ما سر نزدید.. ولی بازم چشم..
زینب مهدوی
چهارشنبه 25 مرداد 1391 11:30 بعد از ظهر
زن هزار اسم داشت و هر اسمش هزار بار خوانده بود این شعر را و هزار بار حسرت خورده بود و هزار بار بغض کرده بود و هزار بار شکسته بود... که هزار واژه ی این شعر یک چیز را به او فهمانده بود: "هزار اسم هم که داشته باشی، هزار رسم هم که داشته باشی، دلت نذر یک نفر شده است"...


پاسخ صمصام علوی :
بر هر دل ما صفا بده مهدی جان..
بر بلاگ ما بکاء بده مهدی جان..
دور سر مادرت بگردان چیزی..
بهر صدقه به ما بده مهدی جان..!
سجاد شاکری
چهارشنبه 25 مرداد 1391 06:40 بعد از ظهر
دلی که بی تو نباشد قسم به حق دل نیست
.
.
همین
رهگذر
چهارشنبه 25 مرداد 1391 04:49 بعد از ظهر
قبلترها ک کوچکتر بودم عشق ِ قدم زدن توی این خیابون ِ طولانی رو داشتم...اما الان...چی بگم شما همه گفتنیها و نگفتنیها رو گفتید
پاسخ صمصام علوی :
کوچکتر..! (به دوستان دیگر: تواضع یاد بگیریم..)
مام قبلنا کبچه تر بودیم.. یادمونه که میشد با آب جوی ولی عصر دست و صورت شست..پاچه رو بالا میزدیم میرفتیم تو جوبی که از کنارش تو خیابون فقط پژو آخوندی و بنز ساواکی رد میشد.. تک و توکی هم پیکان و پیکان جوانان و ب ام و هم دیده میشد..
یادمه آب که بلوار میرسید حتی میشد برای نماز جمعه های باصفای اونموقعها باش وضو گرفت.. زلال زلال..
اون زلالی ها رفت..
پس معلومه نماز جمعه ها که از زلالی بیفته..
بایدم خیابون و جوب و ووو ولیعصر از زلالی بیفته..
ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجاست..
عبدالحیدر
چهارشنبه 25 مرداد 1391 01:05 بعد از ظهر
نمی دونم چی بگم...
اولین وتنها چیزی که به ذهنم می رسه اینه که عرض کنم:
یا امام زمان...حلالمان کن...
پاسخ صمصام علوی :
یا امام زمان..!
جگرت را..
وافى
چهارشنبه 25 مرداد 1391 03:48 قبل از ظهر
یادمه اصن از همین شعر بود كه باعث شد من پامنبری ِ این وبلاگ بشم.. پیرینت‌ش كردم و بردمش دانشگاه، به خیلیا دادمو خوندن‌ش..
واسه خیلیامون خیلی جاهاش سنگین بود
اما حتی اونایی كه گره مینداختن به ابروشون و به روشون نمیاوردن چی تو ذهنشونه، حتی اونام ازش كپی گرفتن و شعر و بردن..
+
و درمورد شب احیای توبه‌های دروغ

حقیقت ِ تلخی ِ كه نمیدونم چیكار كنم درموردم صدق نكنه! اما میكنه.. هرسال..
پاسخ صمصام علوی :

از شنیدن واژه "پامنبری" نفس مون ترکید..
+
به زنبور بی عسل مانیم..
Selma
سه شنبه 24 مرداد 1391 06:17 بعد از ظهر
Hamishr az talkhie haghighate ghalametun khosham umade..inbar ham talkh budo vaghei..
پاسخ صمصام علوی :

همیشه میچکد از چین آستینش خون..
نمیکشد همه کس را و میکشد به جنون..
. . .
سه شنبه 24 مرداد 1391 05:34 بعد از ظهر
. . .
پاسخ صمصام علوی :

اینم یعنی خاموشی دیگه..؟!
متقی
سه شنبه 24 مرداد 1391 12:14 بعد از ظهر
زاهدان کین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

زهدتان مستدام
دینتان پایدار
قدمهایتان بصدق
عزت مزید باد.
پاسخ صمصام علوی :
علی عزتتان..
محمد صادق
سه شنبه 24 مرداد 1391 02:29 قبل از ظهر
سلام حرف نداشت.همه چیز یادم رفته بود دوباره احیا شد.صاحبان اصلی شعر همه غریبند امام زمانمون و شهدامون و رهبرامون.یاعلی مددتان برادر سعدی
پاسخ صمصام علوی :
یاعلیمددهمه..
من الغریب الی الحبیب
سه شنبه 24 مرداد 1391 01:14 قبل از ظهر
مثل همیشه محشر!!!!!!!!!!!

واقعا زبونم از نوشته هاتون الکن میشه!!!

به روزم
پاسخ صمصام علوی :
اینا مشهر م نیست چه برسه محشر..!
یاعلیمدد..
مجنون الحسین (ع)
سه شنبه 24 مرداد 1391 12:12 قبل از ظهر
لعنت به این همه ریا و ریاکاری ...
پاسخ صمصام علوی :
بشمار.. لاجرم از دل..
خداحافظ رفیق
دوشنبه 23 مرداد 1391 03:02 بعد از ظهر
مثلا اسم یه خیابان خیلی طولانی رو در تهران گذاشتن ولی عصر با عج!! که هر جای تهران و در این خیابان طویل باشی حداقل نام آقا رو زیاد ببری ولی دریغ !
اگر چیزی از یاد ها بره حتی اگه جلوی چشم ها هم باشه دیده نمیشه
پاسخ صمصام علوی :

نوک زبانی خوانده شود [تن صدای علی پروین]:
مثلاً..
شاید یک عاشق
دوشنبه 23 مرداد 1391 05:46 قبل از ظهر
پسری گفت در جواب نُچ نُچِ من:

«مشکلت زیرابروهامان است؟!»

فَشِنی گفت: «هرچه می کِشیم امروز،

از خَریّت شهیدان است!»


امروز ها این شعرا رو به چشم میبینیم !
از این جمله ها هم زیاد میشنویم !
به قول خودتون : الهی خودش به داد خودش برسد ....
پاسخ صمصام علوی :
سایه آباجی ما ظاهرا سنگینی بیشتری پیدا کرده.. بعد مدتها در بین "ریاکارن" ما سر و گوشش پیدا شده..
الهی خودمان به داد خودمان برسیم..

سلام و رحمت..
یاعلیمدد..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر