تبلیغات
صمصام علوی - در رمقش هر چه بود..
دستپاشیده های یک قلم خراشیده در کربلا..

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

حدیث


یاعلیمددنا
اوقات شرعی
کد نمایش آی پی کد نمایش آی پی

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

پنجشنبه 26 مرداد 1391-10:20 قبل از ظهر



 

هر زن گرفت طفل خود از شیر.. سود کرد..

اما رباب .. در رمقش هر چه بود.. کرد..

بس پا به پای کودک خود زد به سینه چنگ..

او هم تمام سینه خود را کبود کرد..

 

آخرین شب جمعه رمضان91 {{{

التماسدعاش ـــــــــــــ

 




آخرین رمق ها () 

تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 27 مرداد 1391 12:14 قبل از ظهر


How much does it cost to lengthen your legs?
یکشنبه 26 شهریور 1396 10:40 قبل از ظهر
Nice post. I learn something totally new and challenging on blogs
I stumbleupon everyday. It's always helpful to read articles from other
writers and use a little something from their websites.
How do you get Achilles tendonitis?
دوشنبه 13 شهریور 1396 10:53 بعد از ظهر
I savor, result in I discovered exactly what I
used to be having a look for. You have ended my
four day long hunt! God Bless you man. Have a
nice day. Bye
manicure
جمعه 11 فروردین 1396 06:11 قبل از ظهر
I know this web site provides quality dependent content and additional material, is there any
other website which provides these kinds of
stuff in quality?
پـــریــــا
دوشنبه 30 مرداد 1391 09:22 قبل از ظهر
مرسی که اومدین
ولی اعصاب خوردی با کی؟آدرسشون چی بود؟
من با کسی دهن به دهن نشده بودم
پاسخ صمصام علوی :
یه بنده خدا..
متقی
شنبه 28 مرداد 1391 09:05 قبل از ظهر
برای درستی یا غلطیش نوشته نشده پسر..!
سه لایه ایهامی توش جاساز کردیم که درستی و غلطیش مساله نباشه..
روفوزه شدی پسر؟
پاسخ صمصام علوی :
متوجه نمیشم..!؟! توضیح:؟
متقی
شنبه 28 مرداد 1391 08:51 قبل از ظهر
آتش به هنجرت بگیرد ای حرمه
آتش زدی به هنجر بی شیر کودکم
تیری زدی تمام وجودم شکسته شد
مُردم ز صحنه ی بال و پر زدن کودکم
.............................................

بازم مثل همیشه شعرتون دلنشین بود
پاسخ صمصام علوی :
هنجر درستش حنجره و حرمه هم حرمله.. البته حرمله درست نداره.. کلا غلطه..!!
14
جمعه 27 مرداد 1391 09:39 بعد از ظهر
خط اول قشنگ نبود
پاسخ صمصام علوی : برای قشنگی نوشته نشده پسر..!
سه لایه ایهامی توش جاساز کردیم که قشنگ و زشتیش مساله نباشه..
؟
جمعه 27 مرداد 1391 06:11 قبل از ظهر

پاسخ صمصام علوی :
میخاستم این نظر شما رو حذف کنم.. ولی پشیمون شدم..
میذارم باشه تا ثابت بشه که احترام پست رباب و اصغر ما رو چه تفکراتی نگه میداره..
مطمئن باش وقتی سعی کردی به اهل بیت، محبتت واقعی باشه.. به ملازمین و جانشینان اونها هم محبتت واقعی میشه..
این جور الفاظی که به کار میبرید غیر از تصنع جوگیرانه هیچ چیزی نداره..
در جای دیگه (کامنتهای حس پنهان) هم گفتم.. این جور تفکری در راه مولاش حاضر نیست یه چک بخوره..
[چه برسه که بخاد سر از لندن در بیاره..]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حدس میزنم میشناسمت برادر!!
؟
جمعه 27 مرداد 1391 05:12 قبل از ظهر

این امیر با اون امیر و آقا فرق میكنه دادا!
دریاب
یا امیرنا و امیركم و مولانا و مولاكم
پاسخ صمصام علوی :
العیاذ بالله.. پس موقعی که امام صادق خواست این الفاظ رو انشا کنه احتمالا عقل شون به این جاهایی که عقل ما تونسته برسه نرسیده..! شصت تا معنی داشته که ایشون فقط یه دونه شو میدونسته..!!
از اینجا به بعد رو لطفا بی نام و نشون نظر نذار.. !!
ئه هه ن..
شاید یک عاشق
جمعه 27 مرداد 1391 03:23 قبل از ظهر
السلام على الطفل شهید ،

الطفل الرضیع، المرمى الصریع،

المتشحط دما، المصعد دمه فى السماء،

المذبوح‏ بالسهم فى حجر ابیه

، لعن الله رامیه حرملة بن كاهل الاسدى‏


یا حسین ...
پاسخ صمصام علوی :
لعن الله حرملة.. بحق الرضیع الحسین علیهما السلام..
؟
جمعه 27 مرداد 1391 03:06 قبل از ظهر
اللهم احفظ قائدنا،زعیمنا،امیرنا،سیّدنا و مولانا امامناالخامنه ای انشاءالله
پاسخ صمصام علوی :
اللهم احفظ قائدنا،زعیمنا،سیدنا،جیگرنا و مولانا الخامنه ای و لا امیرنا و لا امامنا و بل امیرکم و امامکم..
بل امیرنا امیر المومنین..
و
امامنا ائمه الحادی عشر من ذریته.. ولا غیر..
خداحافظ رفیق
پنجشنبه 26 مرداد 1391 11:59 بعد از ظهر
لا یوم کیومک یا ابا عبد الله
پاسخ صمصام علوی :
زین زین.. یحسین!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر