تبلیغات
صمصام علوی - درویشی
دستپاشیده های یک قلم خراشیده در کربلا..

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

حدیث


یاعلیمددنا
اوقات شرعی
کد نمایش آی پی کد نمایش آی پی

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

سه شنبه 31 مرداد 1391-02:35 بعد از ظهر



 

درویشی عطار را گفت:

.. آنسان که من میمیرم تو نتوانی مرد..

گفت:

چگونه؟

.

..

...

ـ ... سر بر کشکول خویش گذاشت و مرد..

 




آنسان مرده() 

تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 31 مرداد 1391 02:45 بعد از ظهر


joettaruest.jimdo.com
جمعه 13 مرداد 1396 09:47 بعد از ظهر
My family members all the time say that I am wasting my time here at web, however I know
I am getting know-how all the time by reading thes good articles.
فرنوش
دوشنبه 6 شهریور 1391 04:21 بعد از ظهر
زیبا بود و آموزنده

من هم تو همون مایه هام
پاسخ صمصام علوی :
ماشالا به اعتماد که نه.. اعتقاد به نفس حضرت..
همسایه
دوشنبه 6 شهریور 1391 01:20 بعد از ظهر
از اون جا که من با عطار بزرگ شدم نوشتتون برام خیلی نوستالژیک بودو البته جالب
پاسخ صمصام علوی :
عجــب..!
فک کنم الان حسابی قد کشیده باشه..!
همیشه منتظر
شنبه 4 شهریور 1391 10:17 بعد از ظهر
راستی بعضی پست های دیگتون رو خوندم با خیلی هاش موافقم اما لفظ تندی در بیانشون دارین درک میکنم حرص خوردنم داره ولی یه وقت با همین لفظ جلوی ادمایی که توهم بصیرت دارن این طور نگید لفظ بهتر و اروم تری انتخاب کنید تا تاثیر گذاریش بیشتر باشه این طوری طرف راحت تر پذیرای حرف شما خواهد بود. و شاید خودمون هم کمیتمون لنگه.سخته ولی باید دندون رو جیگر گذاشت. ان شا الله که زبانتون در این راه گویا و گیرا باشه
یاعلی
پاسخ صمصام علوی :
چشم..
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این چشم ما برای آدمای مختلف چند جور معنی داره.. فقط برای اونایی که ارادت بهشون داریم معنیش چشمه.. برای بقیه هر یک یه جور معنی داره..
ما به کسایی ارادت داریم که حرف رو به مردونه ترین شکل و وحشتناک ترین شکل و منتقدانه ترین وجه و باتقوا ترین حالت.. میکوبن تو صورتمون..
لطفا به شیوه بالا بکوبین تو صورتمون تا چشم ما هم واقعی باشه..
یاعلیمدد..
همیشه منتظر
شنبه 4 شهریور 1391 08:11 بعد از ظهر
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام . من فقط پیشنهاد کردم ولی در حالت کلی عادت کردن دلیل منطقی برای کارایی که انجام میدیم نیست واین که من تو یه کتاب روانشناسی خوندم 90درصد کارای روزانه ای که انجام میدیم طبق عادته . یا علی
پاسخ صمصام علوی :
سلام و رحمت..
چشم.. چند عدد پس گردنیه آبدار هر از گاهی به خود میزنیم.. اگر افاقه کرد.. امر شما رو به کار میبندیم..
یاعلیمددتان..
احمدرضا212
شنبه 4 شهریور 1391 02:26 بعد از ظهر
هشتم شوال سالروز تخریب گلستان بقیع تسلیت باد ....
آجرک الله یا صاحب الزمان ....
انشا الله سقا خونه بپا کنیم با شور احساس کنار قبر ام البنین مادر عباس (ع)...
انشا الله محرم 91 وعده ما کربلا ...
یا قاسم ادرکنا
پاسخ صمصام علوی :
انشال..
قاسمت را نفهمیدم.. ولی قاسمت را عشق است..
نظرباز
شنبه 4 شهریور 1391 01:38 بعد از ظهر

...
ب اصل موضوع بپردازید نه حواشی و ظواهر...لطفا البته یا البته لطفا
(ایکون ترس از مدیر وب نسبت ب ادبیات استفاده شده در کامنت)
پاسخ صمصام علوی :
مدیر وب:
ما ایکون مایکون حالیمون نیست.. کلا تسلیمیم.. چشم..
وافى
شنبه 4 شهریور 1391 07:23 قبل از ظهر
آهان!
یه چیزایی دارم یادم میاد اما میدونین كه ما جزء اون دسته آدمای "شریف"ی هستیم كه علم‌مون به ورق‌ و كاغذمونه!!!
ورق كاغذمونم وقتی از دیده بره از دل میره كم كم..! مگه اینكه هوس كنیم برای ارشد بریم سراغش.. تا بتونیم این پستای شما رو بفهمیم یه كم! یعنی تا این حد..
پاسخ صمصام علوی :
انشالا همشه آدمای"شریف"ی بمونین ولی آدم "صنعتی" نشین..!!
ماکه نه شریف ی شدیم نه صنعتی.. نه "تهرانی".. "علامه"ای هم نشدیم.. و حتی آدم "آزاد" ی هم نیستیم..
دقیقا تا این حد..
نظرباز
شنبه 4 شهریور 1391 04:50 قبل از ظهر
بی عشق هیچ فلسفه ای در جهان نبود
احساس در " الهه ی نازِ بنان" نبود
اینجا تمامِ حنجره ها لاف می زنند
هرگز کسی هر آنچه که می گفت،آن نبود!

...
لایک ب کامنت وافی(ایکون ترس و دلهره از مدیر وب)
پاسخ صمصام علوی :
مدیر وب:
چقد از این کلمه لایک بدم میاد..
ظاهرش ساده ست همه به کار میبرن.. اما کسی به بطون معنیش فکر نمیکنه..!
حال تو خود حدیث مفصل نخان از آن مجمل!!
سجیل
جمعه 3 شهریور 1391 01:09 بعد از ظهر
همچینی یه ورقی زدیم تا پایین !
سلام.
پاسخ صمصام علوی : سلام و رحمت..
از ورق و تورق شما اوراق شدیم!!
وافى
جمعه 3 شهریور 1391 07:21 قبل از ظهر
از اونجا ما تا سیكل بیشتر نخوندیم نتونستیم لب مطلب و دربیاریم از این پست! خودتون به زبون ِ ما یه جوری یه توضیحی چیزی بدین!
پاسخ صمصام علوی :
ینی باور کنیم..!!؟؟
مشکل اون نقطه های بیخود وسط متنه.. فکر کردین لابد چیزی حذف شده و متن خلاصه شده.. نه..
کل اتفاقات متن توی 10 ثانیه رخ داده..
ـ آنسان که من...... =5 ثانیه
ـ چگونه؟ = 2 ثانیه
سر گذاشتن و مردن = 3 ثانیه..!!
همین.
شما ها که بهتر میدونین.. "موت اختیاری"ه دیگه.. موت اختیاری برای عطارهایی که "ادعا" دارن جواب نمیده.. برای اون فیزوری هایی که "عمل" دارن جواب میده.. طی سه سوت..!
رهگذر
پنجشنبه 2 شهریور 1391 06:52 بعد از ظهر
خیر است انشاالله
پاسخ صمصام علوی :
بر منکرش تف..
همیشه منتظر
پنجشنبه 2 شهریور 1391 12:33 بعد از ظهر
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام وبلاگ خوبیه قلمتون قویه ولی قالب دیگه ای برای وبلاگ انتخاب کنید بهتره یه خورده متن ها تو هم و شلوغه
پاسخ صمصام علوی :

سلام و رحمت..
ما آدم عادتی هستیم.. به چیزی که عادت کنیم دل کندن ازش واسمون سخته..
همین..
یاعلیمدد..
فائزه
پنجشنبه 2 شهریور 1391 12:00 قبل از ظهر
خسته تر از دیروزم کاش میشد گوشه ای نوشت
خدایا خسته ام فردا بیدارم نکن....
ممنون که سر زدیو ممنون از تذکرت
بازم بیا رفیقه جواد
پاسخ صمصام علوی :

یاعلیمدد..
سجیل
چهارشنبه 1 شهریور 1391 10:51 بعد از ظهر
از این زمین به هوا پر زدن که ممکن نیست
دلی که عارف حق شد زمین ندارد او......
سلام درود.
از این حیث که شما رفیق سجادی نیومدم !
چون با رفقای دیگه ای هم که داره می خواستیم نشست و برخاست کنیم ، نشد !!
همین که صمصام هستید ما را بس.
اما صد البته ؛
ره نداریم سر کوی کسی
بودنِ با شهدا ما را بس..
منصور باشید.
پاسخ صمصام علوی :
ناصر باشید..
و رحمتش..
یاعلمیدد..
سجاد نوری
چهارشنبه 1 شهریور 1391 01:56 بعد از ظهر
یه سری به وبلاگم بزن
نظرباز
چهارشنبه 1 شهریور 1391 01:03 بعد از ظهر
خدا ! بریده ام از عشق و زندگی دیگر
به آیه آیۀ توبه، به جان الرّحمن
...
نظربازیمونو ک در پست قبل زیرسوال بردین
کاش لا اقل درویش خوبی باشم ..
"بعدشم خب وقتی ادم چیزی رو نمیفهمه باید بگه ٰ...خب شما دوس ندارین توضیح ندین "
عبدالحیدر
چهارشنبه 1 شهریور 1391 10:36 قبل از ظهر
مرگ پرواز است...
پرواز عشقی ست...
و عاشق ها عاشقانه می میرند...

مولاناامیرالمومنین مددکم ومددنا
پاسخ صمصام علوی :
سلام و رحمت..
مددکم الذی قال أنا امیر و نمیر المومنین..
مگه مشهد نرفتی یه ره..؟!
خداحافظ رفیق
چهارشنبه 1 شهریور 1391 09:43 قبل از ظهر
... و مبدا و منشا حیان آنانند که این چنین مرده اند...
پاسخ صمصام علوی :
بل أحیاء عند ربهم..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر