تبلیغات
صمصام علوی - معجزه تقویم..!!
دستپاشیده های یک قلم خراشیده در کربلا..

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

حدیث


یاعلیمددنا
اوقات شرعی
کد نمایش آی پی کد نمایش آی پی

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

جمعه 7 مهر 1391-07:19 قبل از ظهر



اگه یادتون باشه.. در سال منحوس 88 .. یه اتفاق بی نظیر رخ داد.. اتفاقی که جاداشت اسم اون سال بنام امام رضا سند بخوره.. که نخورد..

تولد امام رضا شده بود..: 8/8/88..

هزاران هزار سال که بگرده و حساب جبر و احتمال و چه و چه رو که در بیاری.. باز هم محال ممکنه که اونجور تقارنی تکرار بشه..!

چند سال گذشت و اون 8/8 تبدیل شد به 7/7..

یعنی به عبارتی.. امسال هم حاج رضا با تقویم کل انداخت..

 

اهل بیت.. مردم رو از پرداختن به علوم غریبه نظیر رمل و جفر و اسطرلاب و غیره نهی اکید کردند.. بخصوص امیرالمومنین علیه السلام که فرمود: سرّ این علوم تنها نزد ماست..

من جمله علومی که خاصتاً نزد اهل بیت هست و با ظهور حضرت صاحب تحقق پیدا میکنه.. "علم اعداد"ه..

علمی که مشخص میکنه حکمت 8/8 و 7/7 چی بوده.. و چه رابطه ای با حضرت رضا علیه السلام داره..

اینکه 72 چیه..؟!

اینکه 40 چه معنایی داره..؟!

اینکه 5 ـ 7 ـ 12 ـ 13 ـ 14 ـ 18 و ووو معنیشون چیه..

صل علی یکصد و ده..

لعن علی سیصد و ده..

یاعلیمددنا..


شب جمعه ایه.. پابوس امام رضا دعاگوی دوستان بودیم..

[سلام من به شما از امام زاده دوری..

که خادم حرمش هست پیرمرد صبوری..

هزارسال نشسته فقط به عشق زیارت..

و ایستاده کند مسح.. هر قطار عبوری..

ـ که میرود به خراسان.. به سوی مشهد یوسف..

فتاده مردم یعقوب چشمهاش.. به کوری..

...]

 




یتکلکلون..() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -


purpleworker8977.wordpress.com
جمعه 13 مرداد 1396 11:15 بعد از ظهر
Woah! I'm really digging the template/theme of this
blog. It's simple, yet effective. A lot of times it's very difficult to get that "perfect balance" between user friendliness and
appearance. I must say that you've done a superb job with this.
In addition, the blog loads very fast for me on Opera.
Excellent Blog!
ساقی رضوان
پنجشنبه 27 مهر 1391 11:00 قبل از ظهر
و چه روزی شد برای من 7/7...
پاسخ صمصام علوی :

بخیرباد..
مجنون الحسین(ع)
چهارشنبه 12 مهر 1391 12:19 بعد از ظهر
كلكسیون ایام شهادت و ولادت؟
ما كه اولین بارمون بود میرفتیم پابوس ارباب ...
ولی ابوی این كلكسیون رو داره !!!
هر سال عاشورا نشه ،اربعین اونجاست.
پاسخ صمصام علوی : اونجور که شما گفتی احساس کردیم هفته ای یه بار با مترو (کرج ـ کربلا) میرین زیارت و بر میگردین..
ایشالا تا باشه از این کلکسیونریا..
اربعین امسال که ظاهرا خیلی رفتنا رو هواست..
چهارشنبه 12 مهر 1391 10:14 قبل از ظهر
بی اسم و رسم کامنت گذاشتن ما نه از ترس بود نه از بی اعتقادی به حرفهامان. بخاطر خودتان بود... باورم نیست نشناخته باشید و بی هوا تیر انداخته باشید. حال خود دانید... این خود دانید یعنی والسلام!
یا علی
پاسخ صمصام علوی :

دیالوگ شب یلدا: [ئه آقا حامد.. تونی..؟!]
حدس تا اطمینان زمین تا آسمان تفاوت داردا..
این روز ها همه یاعلی میگویند.. همه بی نام ند.. همه سوال برانگیز سوال میکنند.. همه همه شده اند..
من نمیدونم چرا کسایی که تلفن همدیگه رو هم دارن.. میان و اینجا با هم دهن به دهن میذارن.. اونم اد روی پستای اعتقادی ما..
روی پستای اراجیفی ما کسی از این بحثا را نمیندازه..!!
به قول یاروئه.. ما اگه شامس داشتیم ننه مون اسممونو میذاشت شمس الله!
یاعلیمدد..
ـــــــــــــــــــــــــــ
لعن علی خطاب مفرد تا خطاب جمع.. و پسرش..
سه شنبه 11 مهر 1391 11:04 بعد از ظهر
شما حق نداشتین كامنت منو حذف كنید...(آیكون تاسف)
پاسخ صمصام علوی :
هــَــءء؟؟
[صلاح وبلاگ خویش خسروان خسارت خورده دانند]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این ستون برای دهن به دهن گذاشتن تازه واردان با همراهان پیشکسوت این وبلاگ نیست.. اونم روی موضوعی که دوستان میدونن خط قرمز ماست.. کسی که ما رو بشناسه میدونه در تبری با بابامونم شوخی نداریم چه رسد به بابایی که بی نام و آدرس بیاد اینجا.. همچین میزنیم که انگشتاشو بذاره رو کولش و بره اونجا که لر کامنت انداخت.. (ضربة صمصام فی الخندق البلاگه افضل من عبادة الجن و الانس فی وبالگهم)
برای کامنتای بی نام و نشون هم دیگه فسفر نمیسوزونیم که بشینیم از نوع ادبیات و نوشتار یکی تحلیل داده ها بکنیم ببینیم که..: "ینی طرف کی میتونه باشه؟؟!!"
از این وبگذرای حرومی هویتدزد هم نداریم که بار خاله زنکی کارو باهاش بالا ببریم.. الانشم بعد از جواب دوم ما و اون بحثای شما ظن مون به دو نفر میرفت که بی نام کامنت بذارن که الانه شد یه نفر.. البت بازم چیزی عوض نمیشه.. حرف همون حرف کامنتای حذف نشده پایینه.. ملامت مکنین به جز خود را که گفته ام پیشتر ها..: اگر اسم و نشان داشت هیچیک از جوابهای مام این سان نبود..
یاعلیمدد..
مجنون الحسین(ع)
سه شنبه 11 مهر 1391 12:44 بعد از ظهر
سلام
كامنت اولیتون دقیقا لحظه ای ثبت شده بود كه ما رسیدیم!6:30 صبح ...
ایشلا قسمتتون بشه زیارت كربلای ارباب !
طبق قولمون زیر قیه دعاتون كردیم .
خیلی لذت داشت شب میلاد شاه خراسان حرمین كاظمین ...
آقا تا بحال اجازه نداده بود شب میلادشون حرمشون باشیم ولی امسال فرستادمون حرم پدر و فرزندشون ...
پاسخ صمصام علوی : سلام و رحمت..
قبول باشه انشال..
ماشالا گویا یه کمد پر از کربلا دارین که کلکسیون ایام میلاد و شهادتش کردین.. نوش جون هرکی مایه داره.. ما که بخیل نیستیم که نه.. هستیم..
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کربلایی خاک پایت آرزوی سرمه ساز..
تا بسوزد چشم هر عاشق بر آن راه دراز..
خداحافظ رفیق
سه شنبه 11 مهر 1391 12:09 بعد از ظهر
جناب بی نام
اگر وقتی دستتون بوی گل میده و متهم میشید به چیدن گل منطقی بفرمائید من گل کاشتم بقیه هم مطمئنا قبول میکنن...
ماشا الله حرفتون چند وجهی بود و من این وجهش رو برداشت کردم.این که یه حرفی شروع بشه و ناتمام ولش کنید هیجان انگیزش نمیکنه اتفاقا اینو میرسونه که من دارم درست میگم منطقی جواب بدید.وقتی حرف از لعن دشمن مسلم امیرالمومنین میشه و شما میگید بوداره یعنی چی؟میخواید بگید وحدت زیر سوال رفته دیگه؟!اگر نه منظورتون چیه ؟! خب بگید
من به جواب های آقای علوی هیچ کاری ندارم.آدرس وبم رو گذاشتم جواب من رو بدید و والسلام
منظورتون از بودار بودن این حرفا چیه؟
پاسخ صمصام علوی :
نظر پس از 3 روز آشکار شده است.
سه شنبه 11 مهر 1391 11:29 قبل از ظهر
سرکارخانوم خداحافظ رفیق!می دانی؟ قضیه ی من قضیه همان کسی ست که متهمش کردند به جرم چیدن یک گل. که دستهایش بوی گل میداد. نگفتند شاید گلی کاشته باشد.
لفظ بوداری که بکار بردم در خودش هزار معنی داشت و هر معنیش هزار بار تن خودم را لرزانده بود و شما نه هزار معنی که یک معنی کاملا بی ربط از آن گرفتی و...
حرف برای گفتن زیاد بود و تک تک سوالهایتان را جواب داشتم سرکار خانوم اما جواب مدیر بلاگ را که خواندم حالم بهم خورد که تک تک واژه هاش بو داشت و قصد و غرض که او چیزهایی را می داند و شما هنوز نفهمیده اید گویا. پشیمان شدم از آمدن به اینجا. یا علی مددی
پاسخ صمصام علوی :
نظر پس از 3 روز آشکار شده است.
خداحافظ رفیق
سه شنبه 11 مهر 1391 01:02 قبل از ظهر
اولا جناب نیستم و سرکار خانمم!!
ثانیا ببخشید که ما اهل این حرفا نیستیم و تفسیر کردیم
ثالثا به شخصه ادبیاتی بی طرف رو یک بی غیرت به تمام معنا میدونم...تاریخ ادبیات خوندید؟ سرنخ ادبیات من میرسه به اشعار دعبل خزاعی که بی طرف نبود...
به دکتر پاینده بفرمائید من درباره حرف بودار کسی نظر دادم نه درباره خودش! و باز هم بپرسید چرا ما ادیاتی ها باید بی طرف باشیم؟!
اتفاقا جاتون خالی میخوام برای ارشد که معلوم نیست کی قبول شم تاریخ تشیع بخونم...
و باز هم
صل علی صد و ده
لعنت به سیصد و ده
پاسخ صمصام علوی :
[گیو می فایو..]
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصلا خر ما از کرگی سم داشت..! حرفی هست..؟!
.
..
...
پس..
...
..
.
دم تموم اونایی که خرشون مث خود ما از کرگی هم دم داره هم سم.. داغ..!
دم تموم اونایی که مرغشون مث خودما از جوجگی یه پا داره هم داغ..!
راستی.. اسب حیوان نجیبی ست..
و نیز.. زنده باد خروس..
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
صل علی یکصد و ده
لعن علی سیصد و ده و الثالث و الرابع..
دوشنبه 10 مهر 1391 05:01 بعد از ظهر
حوصله ی توضیح منظورمو ندارم...تفسیرش با اهلش.
جناب خداحافظ رفیق! ما، شماادبیاتی ها رو به بی طرفی می شناختیم. به قول دكتر پاینده ادبیاتی ای كه درباره ی دیگران و خوب و بد بودنشون قضاوت كنه به ادبیات خیانت كرده و بهتره بره حقوق بخونه. ادبیات جای قضاوت نیست...
قضاوت كردنتان یك طرف. بدقضاوت كردنتان یك طرف
دفاع صاحب بلاگ از شما هم یك طرف...
راضیم...
پاسخ صمصام علوی :
از وسط به سه طرف..
سجاد شاکری
دوشنبه 10 مهر 1391 12:49 بعد از ظهر
سلام
کرور کرور خوشبحالت
که شب هفتم از برج هفتم، میهمان زاده ی امام هفتم بودی
یا علی
پاسخ صمصام علوی :

جگرت را.. نف له..
همسایه
یکشنبه 9 مهر 1391 02:39 بعد از ظهر
به روزم با :
پای چلاق دین.
خوش حال میشویم ببینیمتان
پاسخ صمصام علوی :

یه دست چلاق چطور میتونه بیات اونجا..؟!
خداحافظ رفیق
یکشنبه 9 مهر 1391 01:17 بعد از ظهر
با اجازه صاحاب اینجا!!
به اندازه علم خداوند به ذرات عالم تکرار این جملات زیباست صل علی صد و ده
لعنت به سیصد و ده
اینقدر تکرار بشه که بوی یاس مدینه که به ناحق پامال شد تا ابد الدهر بمونه تو ذهن و دل هر کی بی نام و نشونه....جناب بی اسم!!!
امیدوارم خفه بشید از این بو مطمئنم میشید چون امثال شماها نمیفهمید خط قرمز کجاست فقط ادعا دارید
پاسخ صمصام علوی :

سلطـــــــــــان..
محمد سجاد عادلی
یکشنبه 9 مهر 1391 12:17 بعد از ظهر
سلام.
کاملا درست فرمودید و با راهنمایی دوستان و شعرا ایراد وزنی غزل برخیز مادر برطرف شد.
با یک غزل جدید آپم...
این نکته ای که گفتی من تو همون سال تا می توانستم به همه گفتم که دوستان دقت کنید فقط یک بار در تاریخ اینطوری می شه ها!!!
پاسخ صمصام علوی :

سلام و رحمت..
فعلا که دوباره شده.. حوصله ندارم.. وگرنه احتمال میدم 6/6 هم تولد حاجی باشه..
همسایه
یکشنبه 9 مهر 1391 12:16 قبل از ظهر
اومدم نظز بذارم
اون قد بوی حرم امام رضا اومد که دلم رفت
خدا اجرت بده اخوی
پاسخ صمصام علوی :
همسایه..!
سایه ات به سرم مستدام باد..
شنبه 8 مهر 1391 08:35 بعد از ظهر
"صل علی یکصد و ده..

لعن علی سیصد و ده.."

بودار بود این دو خط...
پاسخ صمصام علوی :
هرکس فکر میکنه بوداره.. بو بکشه.. بوش میره..
خداحافظ رفیق
شنبه 8 مهر 1391 12:24 بعد از ظهر
سلام
عید مبارک
به به زیارت ها قبول!!
سوغاتی تون هم خیلی جالب بود
دم امام رضا داغ!
پاسخ صمصام علوی :
سلام..
جگرش را..
میمِ لام
شنبه 8 مهر 1391 09:27 قبل از ظهر
و آن هم دقیقن تو سالی اتفاق افتاد که می‌توانست یک سال بزرگ باشد برای ما جنگ و انقلاب ندیده‌ها. سالی سهم‌ناک وسهم‌گین...
.
آقا این قالب وب‌لاگ‌تان این‌قدر سنگین است تا بالا بیاید چندتا تار موی من سفید می‌شود. الان که این‌ها را می‌نویسم هم کامل بالا نیامده! فقط گفتم که بعدن اگر نیامدم، نیامدم!
پاسخ صمصام علوی :
قالب سنگین نیست..
سیستم شما فسیلی تر از سیستوم زغالسوز ماست..!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر