تبلیغات
صمصام علوی - زودتر ای کاش...
دستپاشیده های یک قلم خراشیده در کربلا..

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

حدیث


یاعلیمددنا
اوقات شرعی
کد نمایش آی پی کد نمایش آی پی

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

شنبه 5 اسفند 1391-04:39 بعد از ظهر



با خروجت چشم یک آن از حرم برداشتند..
زودتر ای کاش می رفتی به سوی قتلگاه..



چشم ها() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -


Can you lose weight by doing yoga?
یکشنبه 26 شهریور 1396 07:24 بعد از ظهر
What's Taking place i am new to this, I stumbled upon this I have found
It absolutely useful and it has aided me out loads.
I hope to contribute & help different users like its aided me.
Great job.
feet pain
شنبه 25 شهریور 1396 03:48 قبل از ظهر
I take pleasure in, result in I discovered just what I was having a look for.

You've ended my four day long hunt! God Bless you man. Have a great day.
Bye
Foot Issues
شنبه 7 مرداد 1396 08:57 بعد از ظهر
Hi there, just became aware of your blog through Google,
and found that it is really informative. I'm going to watch out for brussels.

I will be grateful if you continue this in future.

Numerous people will be benefited from your writing.
Cheers!
How do I stretch my Achilles tendon?
چهارشنبه 4 مرداد 1396 11:32 بعد از ظهر
Admiring the time and effort you put into your website
and detailed information you provide. It's nice to come across a blog every once in a while that isn't the same out
of date rehashed information. Great read!
I've saved your site and I'm adding your RSS feeds to my Google account.
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 07:55 بعد از ظهر
Hello, I enjoy reading all of your article. I like to write a little comment to support you.
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 01:07 قبل از ظهر
This website was... how do I say it? Relevant!! Finally I have found something that helped
me. Thanks a lot!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 12:15 قبل از ظهر
wonderful submit, very informative. I'm wondering why the opposite experts of this
sector don't realize this. You should continue your writing.
I am sure, you have a great readers' base already!
manicure
پنجشنبه 10 فروردین 1396 02:23 بعد از ظهر
I really like what you guys are usually up too. This sort of clever work and exposure!
Keep up the amazing works guys I've added you guys to blogroll.
سید
جمعه 11 اسفند 1391 05:05 بعد از ظهر
هوای حسین ...
هوای حرم ...
هوای شب جمعه زد ب سرم ...
پاسخ صمصام علوی :
نه کرب و بلا..
هوای نجف..
اشک و شور و شعف..
پیاده شوی..
دل به جاده زنی..
به سوی هدف..
اربعین ز نجف..
تا به مقتل طف..
مسافرتهران
چهارشنبه 9 اسفند 1391 12:18 بعد از ظهر
با خروجت چشم ها رفت سوی قتلگاه..
چشم زینب بود اما در میان چشم ها..
پاسخ صمصام علوی :
اگر به جای "رفت" مثلا "افتاد" بگذارید.. کمی درست تر هم میشه وا..
ماجور باشید..
سلام برسانید..
یاعلیمدد..
علی
دوشنبه 7 اسفند 1391 10:26 بعد از ظهر
سلام.
علی سرافرازم
(شهدای گمنام)
همین
پاسخ صمصام علوی :
سلام عزیز برادر..
ندیدیمت این بار..
ایشالا که موفق باشی و شعرت موفقتر..
یاعلیمدد..
همه او
دوشنبه 7 اسفند 1391 04:55 بعد از ظهر
اصلا همان چشم های حرم نگذاشت زودتر برود...
كاش نبودند آن چشم هایی كه ببینند...
پاسخ صمصام علوی :
کاشکی هیچ کسی کاش و ای کاش نمیگفت..
شاید یک عاشق
دوشنبه 7 اسفند 1391 04:32 بعد از ظهر
آن گونه را به خاک منه معجرم که هست

حیف از سر تو نیست بیفتد سرم که هست

گیرم مرا به قتلگهت ره نداد شمر

تا سر نهی به زانوی او مادرم که هست

پس آن همه فرشتۀ سایه فروش کو؟

یادم نبود غصه نخور چادرم که هست

تو دخترم نگو که دگر دختر منند

این خیل پا برهنه به دور و برم که هست

دارم سپاه بهر تو می آورم حسین

گیرم تو بی سپاه شدی لشکرم که هست

گفتم به دست خویش طلای مرا ببر

گفتی طلا برای تو انگشترم که هست

محمد سهرابی



حال و هوایمان حسینی شد ..
با وجود "ش" جایی برایمان نبود .. رفتیم ..
شاید وقتی دیگر !!
یا ابا عبدالله مددنا و مددکم ..
پاسخ صمصام علوی :
ش؟؟!!
ن م ن؟!
شاید یک عاشق
دوشنبه 7 اسفند 1391 04:26 بعد از ظهر
لبهای تو مگر چقدر سنگ خورده است؟

قاری من چقدر صدایت عوض شده

تشریف تو به دست همه سنگ داده است

اوضاع شهر کوفه برایت عوض شده

تو آن حسین لحظه گودال نیستی

بالای نیزه حال و هوایت عوض شده

وقتی ز روبرو به سرت می کنم نگاه

احساس می کنم که نمایت عوض شده

جا باز کرده حنجره ات روی نیزه ها

در روز چند مرتبه جایت عوض شده

طرز نشستن مژه هایت به روی چشم

ای نور چشم من به فدایت عوض شده

ما بعد از این سپاه تو هستیم یا حسین

جنگی دگر شده شهدایت عوض شده

تو باز هم پیمبر در حال خدمتی

با فرق این که شکل هدایت عوض شده


علی اکبر لطیفیان
پاسخ صمصام علوی :
با همه علاقه ام به علی اکبرآقا.. این هم مثل بقیه برای مکان و زمان خاصیه.. و شما نبایست در این مکان و زمان استفاده ش کنی..
لفافه گویی هنر است..
شاید یک عاشق
دوشنبه 7 اسفند 1391 04:20 بعد از ظهر
كنون كه از محنت دست بر نمی دارد

دگر ز سوختنت دست بر نمی دارد

به نیزه ها تو چه گفتی كه با تو لج كردند

كه از سر دهنت دست بر نمی دارند

تو را بدون اباالفضل گیرت آوردند

كه از سر بدنت دست بر نمی دارند

كنون كه در ته گودالِ تنگ افتادی

و چكمه ها ز تنت دست بر نمی دارند

به نفعت است كه حرفی به نیزه ها نزنی

و گر نه از دهنت دست بر نمی دارند

هانی امیرفرجی
پاسخ صمصام علوی :
شخصا از این جور ادبیات نسبت به ساحت حضرات اهل بیت استقبال نمیکنم.. هر سخن جایی و هر "شعر" مکانی دارد..
شاید یک عاشق
دوشنبه 7 اسفند 1391 04:15 بعد از ظهر
با داغ مادرش غم دختر شروع شد
او هرچه درد دید از آن «در» شروع شد
مادر به او که پیرهن کهنه را سپرد
دل شوره های زخمی خواهر شروع شد
باور نداشت آتش آن اتفاق را
تا عصر روز حادثه باور شروع شد
جمعه حدود ساعت سه بین قتلگاه
تکرار قصه ی در و مادر شروع شد
اینجا بجای میخ در و قامتی کبود
اینبار جنگ خنجر و حنجر شروع شد
زینب! بلند گریه کن اینجا مدینه نیست
حالا که سوگواری حیدر شروع شد
نه باورم نمی شود این سطر از لهوف
والشمرُ جالسٌ ... سر و خنجر ... شروع شد
می خواستم تمام کنم شعر را، نشد
یک غم تمام شد، غم دیگر شروع شد
خورشید روی نیزه شد و آسمان گرفت
زینب گریست ... خنده ی لشکر شروع شد

محمد میرزایی
پاسخ صمصام علوی :
هر سخن جایی و.....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر